تبلیغات
عطر شهادت

عطر شهادت
زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست
نویسندگان

 


چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است""" چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است

روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش """ عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .

یاد و خاطره شهیدان گرامی باد




برچسب ها: به یاده شهدا، شهید، شهدا، شهیدان، شهادت، عطر شهادت،
[ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 11:10 ب.ظ ] [ ]

چشم منو امر ولی جان منو سید علی



برچسب ها: امام خامنه ای، شهدا، شهید، امام عشق، شهادت، عطر شهادت،
[ شنبه 17 تیر 1391 ] [ 11:54 ب.ظ ] [ ]
نظرات


بر گوش
دلم رسد  صدایت مهدی
بوسه بزنم به خاک پایت مهدی   
یکبار اگر دیده ببیند رویت          
صد بار کنم جان به فدایت مهدی
 



میلاد خجسته طلایه دار عدالت پرچم دار سعادت حضرت مهدی (عج) بر تمام مسلمانان مبارک باد .



برچسب ها: الهم عجل الولیک الفرج، اما زمان، شعبان،
[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ ]
نظرات




برچسب ها: شهید، شهیدان، شهدا، عطر شهادت،
[ دوشنبه 12 تیر 1391 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ ]
نظرات
در تفحص شهدا دفترچه  یادداشت یك شهید  16 ساله  پیدا شد  كه گناهان هر روزش را در ان یادداشت می كرد.
گناهان یك روز او این ها بود:

1- سجده نماز ظهر طولانی نبود.
2- زیاد خندیدم.
3- هنگام فوتبال شوت خوبی زدم كه از خودم  خوشم امد.






برچسب ها: شهید،
[ شنبه 10 تیر 1391 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ ]
نظرات

ادیبی: شهید آجرلو به طور مستقیم در عملیات‌ها شرکت می‌کرد

سرهنگ نادر ادیبی، مدیر کل اداره حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان البرز در سالروز شهادت احمد آجرلو فرمانده سپاه کرج درباره روش اخلاقی و مدیریتی وی در سال‌های دفاع مقدس به خبرنگار پایداری برنا، گفت: شهید آجرلو در دوران سخت دفاع مقدس فرمانده سپاه کرج بود و تلاش بسیار وی برای پشتیبانی از رزمندگان اسلام در کرج و عملیات هایی که مردم این منطقه در آن حضور داشتند چشم گیر بود.

وی افزود: شهید آجرلو علارغم اینکه فضای مدیریتی‌اش در شهر بود و اقدامات لازم را برای مجموعه مدیریتی خود در سطح منطقه استان البرز فعلی باید انجام می‌داد اما برای پشتبیانی جبهه‌های حق علیه باطل که به دو عنصر لجستیک و نیروی مردمی بسته بود، تلاش می‌کرد.

مدیر کل اداره حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان البرز با بیان اینکه عمده‌ترین پشتیبانی رزمندگان توسط مردم در دوران مفاع مقدس انجام می‌شد، تصریح کرد: شهید آجرلو به عنوان فرمانده سپاه ناحیه کرج حمایت و سازماندهی دو عنصر اساسی و محوری در پشتیبانی از جنگ را در دستور کار خود قرار داده بود و اثر وی در دوران دفاع مقدس در یگان‌ها کاملاً مشاهده و قابل لمس بود.

ادیبی تصریح کرد: شهید آجرلو از دیگر اقداماتش در دوران جنگ ساماندهی مردم برای پشتیبانی از جنگ همچنین سازماندهی سازمان‌ها، ادارات، کارخانه‌های دولتی و دستگاه‌هایی که می‌توانستند برای پشتیبانی از جنگ موثر باشند، بود.

وی با تاکید بر اینکه شهید آجرلو دلسوزانه و با عشق و علاقه همچنین با تدبیر و مدیریت مناسب خدمات خود را به جنگ تحمیلی می‌رساند، گفت: این فرماندهی به نحوی بود که ما می‌توانیم ادعا کنیم در طول مدیریت وی با امکاناتی که وجود داشت کمترین اشکال را در سطح یگان‌های این استان در دوران دفاع مقدس داشتیم.

مدیر کل اداره حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان البرز در ادامه به مهمترین خصوصیت بارز شهید آجرلو اشاره کرد و توضیح داد: شهید آجرلو صرفاً به دنبال فرستادن اقلام یا آماده کردن یگان‌های رزم برای جنگ نبود بلکه در طول دفاع مقدس عملیات‌هایی که یگان حضرت سید‌الشهدا انجام می‌داد خودش در خط مقدم نبرد نیز به دنبال رفع مشکلات بود به نحوی که در شب عملیات عاشورای 3 در تک ایزایی که لشکر سید الشهدا در خرداد ماه 64 انجام داد ما شاهد بودیم که در خط مقدم شهید آجرلو حضور داشت تا بتواند به رزمندگان کمک کند و هم نقش و اثر پشتیبانی و نیروی انسانی در مناطق عملیاتی را به چشم ببیند.

ادیبی در توضیح علت شهادت احمد آجرلو تصریح کرد: وی علارغم اینکه فرمانده سپاه ناحیه کرج بود و می‌توانست به طور مستقیم در خطوط نبرد حاضر نشود اما خودش وارد منطقه علمیاتی شد و با کمک فرماندهان لشکر 10 توانستند پیروزی‌های بزرگی را خلق کند و در همان عملیات احمد آجرلو به مقام رفیع شهادت رسید.

مدیر کل اداره حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان البرز با بیان اینکه در دوران فرماندهی شهید آجرلو پادگان بسیار بزرگ و زیبایی که در شان لشکر سید الشهدا باشد توسط وی احداث شد، افزود: الان هم از این پادگان برای اردوها و نظامیان استفاده می‌شود.

وی در پایان با اشاره به اینکه در سال‌ها 65و66 دو عضو از خانواده آجرلو شهید شدند خاطرنشان کرد: 20 دی سال 65 شهید داود آجرلو فرمانده گردان حضرت علی‌اصغر از این خانواده به مقام شهادت رسید و شهید احمد آجرلو نیز در 25 دی سال 66 یعنی سال بعد از اعضای این خانواده شهید شد.




برچسب ها: شهید داود اجرلو، شهید، شهدا،
[ جمعه 9 تیر 1391 ] [ 05:19 ب.ظ ] [ ]
نظرات


راوی: سرهنگ خلبان محمد حسن زندكریمی
زمستان بود و هوای پایگاه همدان به شدت سرد . لكه های پراكنده ابر در آسمان دیده می شد . من در جلو گردان پروازی قدم می زدم و در افكار خود غوطه ور بودم . با آمدن جناب سرهنگ یاسینی كه در آن زمان معاونت عملیات پایگاه را به عهده داشت به خود آمدم . سلامی كردم و او پس از احوالپرسی گفت :
- آقای كریمی آمادگی یك مأموریت دارید ؟
- بله آماده ام .
- البته من خودم هم می آیم .
- هدف كجاست ؟
- كركوك .
ما آن روز پس از انجام توجیه و كارهای مقدماتی پروازی در ساعت مقرر به سوی هواپیمایمان حركت كردیم . پس از بررسی های مقدماتی هواپیماها در یك دستۀ 3 فروندی از پایگاه برخاسته و در موقعیت مناسب پروازی قرار گرفتیم . در این مأموریت جناب سرهنگ یاسینی رهبری دستۀ پروازی را بر عهده داشت ، و قبل از پرواز یادآور شد :
- بچه ها مأموریت باید در سكوت كامل رادیویی انجام شود . هیچ كس حق مكالمه ندارد . ما هم اطاعت كرده و در كنار هم به پروازمان ادامه دادیم . وقتی كه نزدیك مرز رسیدیم ارتفاعمان را كم كردیم . جناب یاسینی آنقدر در ارتفاع پایین پرواز می كرد كه به نظر می رسید . هواپیما روی زمین حركت می كند . با سكوت كامل از مرز گذشتیم و نزدیك هدف رسیده بودیم كه آتشبارهای دشمن به رویمان آتش گشودند . در این لحظه هواپیمای شماره 3 مورد هدف موشك زمین به هوای دشمن قرار گرفت و خلبانهای آن با چتر بیرون پریدند . یك لحظه ناراحت شدم و كنترل خودم را از دست دادم خواستم بروم روی موج رادیوی هواپیمای شمارۀ 1 ( جناب سرهنگ یاسینی ) و بگویم برگردیم ، دیدم كه هواپیمای شمارۀ 1 همانطور به سوی هدف در حال پرواز است. چیزی نگفتم و پشت سر او به پرواز ادامه دادم . برای منحرف كردن موشكهای دشمن مرتب مانور كرده و با سرعت 500 نات به سوی هدف پرواز می كردیم . نزدیك هدف كه رسیدیم با انتخاب سمت و زاویۀ مناسب ارتفاع گرفته و روی هدف شیرجه زدیم و بمبهایمان را رها كردیم . پس از بمباران ، مسیر بازگشت را پیش گرفتم . در این لحظه روی موج رادیوی هواپیمای شماره یك رفتم و گفتم : جناب یاسینی چرا موقعی كه شماره 3 را زدند از ادامه پرواز منصرف نشدید ؟ جواب داد : اگر بر می گشتیم تأثیری نداشت ، فقط مأموریت انجام نمی شد . با روحیه سلحشوری كه در وجود او موج می زد هیچگاه تحت تأثیر شرایط بحرانی قرار نمی گرفت و تنها به انجام موفقیت آمیز مأموریت می اندیشید . لذا تا خطری جدی هواپیمایش را تهدید نمی كرد هیچگاه از ادامۀ مأموریت منصرف نمی شد .



برچسب ها: خاطره پرواز، شهید، شهدا، شهیدان،
[ جمعه 9 تیر 1391 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ ]
نظرات

وصیتنامه ی شهید حاج محمد ابراهیم همت

 شهید حاج  محمد ابراهیم همت

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاری‌ترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .

و السلام؛

محمد ابراهیم همت




برچسب ها: شهید حاج محمد ابراهیم همت، شهدا، شهیدان،
[ سه شنبه 6 تیر 1391 ] [ 10:50 ب.ظ ] [ ]
نظرات

در محضر امام نشسته بودیم. ایشان با جمعی از علما مشغول صحبت بودند. یك عده از بسیجی ها داخل حسینیه جماران قصد داشتند امام را زیارت كنند و بروند جبهه. جلسه ما طول كشید و معطل شدند. شروع كردند به شعار دادن. امام تشریف اوردند. احساس كردیم امام منقلب شدند. امام به قدری قوی بودند كه احساساتی نمی شدند و وقتی احساساتی می شدند كسی چندان متوجه نمی شد. امام رنگ صورتشان برافروخته شد و ساكت شدند و حالتی انقلابی با این صدای بسیجی ها به امام دست داد. بعد از مدتی امام سرشان را بلند كردند و فرمودند اگر 10 تا از این ها خدمت امیرالمومنین (ع) بودند، حق علی را غصب نمی كردند و اگر لحظه ای كه شهدای كربلا به شهادت رسیدند و امام حسین (ع) صدا می زد « هل من ناصر ینصرنی » انجا بودند، سیدالشهدا با ان وضعیت به شهادت نمی رسیدند.




برچسب ها: شهادت، شهدا، شهید، امام خمینی، امام خامنهای،
[ سه شنبه 6 تیر 1391 ] [ 10:33 ب.ظ ] [ ]
نظرات
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب